آن
adjective
that
اشاره به چیز یا نفر دور
that
ân
A1Beginner
آن صندلی برای مهمان است.
That chair is for guests.
آن میمون کارهای خندهداری انجام میدهد.
That monkey does funny things.
آن زن مادر است.
That woman is a mother.
آن مرد کلاه دارد.
That man has a hat.
پیراهن من تمیز است چون آن را شستم.
My shirt is clean because I washed it.
پل روی جاده است و ماشینها از آن میگذرند.
The bridge is on the road and cars pass over it.
آنها با هم به خانه میآیند.
They come home together.
آن پسر قدِ بلند دارد.
That boy is tall.
آن فیلم خیلی زشت بود.
That movie was very ugly.
مرگِ آن پیرمرد همه را ناراحت کرد.
The death of that old man made everyone sad.
