استفاده
noun
use
به کار بردنِ یک چیز برای هدف
use
estefâde
B1Intermediate
از این برنامه استفادهٔ زیادی میکنم.
I use this app a lot.
من از مسواک برقی استفاده میکنم.
I use an electric toothbrush.
تو باید از این کرم برای پوست خشک استفاده کنی.
You must use this cream for your dry skin.
وقتی برقها رفت، من از چراغ قوه برای دیدن راه استفاده کردم.
When the power went out, I used a flashlight to find my way.
استفاده از این روش علمی جدید به پژوهشگران اجازه داد تا آزمایش را سریعتر تمام کنند.
Using this new scientific method allowed the researchers to finish the experiment faster.
من هر روز از مترو استفاده میکنم.
I use the subway every day.
کوهنوردان در جنگل با استفاده از قطبنما مسیر شمال را پیدا کردند.
The hikers in the forest found the north using a compass.
طراحِ این سایت از رنگهای ساده استفاده کرده است.
The designer of this website used simple colors.
لطفاً برای رفتن به طبقه دوم از پلهبرقی استفاده کنید.
Please use the escalator to go to the second floor.
نجار برای سوراخ کردنِ دیوار از دریل برقی استفاده کرد.
The carpenter used an electric drill to drill a hole in the wall.
