برای
preposition
for, to
حرف اضافه برای هدف یا گیرنده
for, to
barâ-ye
A1Beginner
این هدیه برای بابا است.
This gift is for Dad.
برای صبحانه یک لیوان آب میوه مینوشم.
For breakfast, I drink a glass of juice.
برای گرم شدن، آتش روشن میکنیم.
To get warm, we light a fire.
برای کار یک ایمیل برای تو میفرستم.
I’ll send you an email for work.
برای اتوبوس بلیت میخرم.
I buy a ticket for the bus.
برای این صندلی جا نداریم.
We don’t have space for this chair.
من برای دیدن این سایت به اینترنت نیاز دارم.
I need the internet to visit this site.
تو برای سلامتی باید هر روز آب بنوشی.
You must drink water every day for your health.
من برای یادگیری زبان فارسی هر روز تمرین میکنم.
I practice every day to learn the Persian language.
چنگال برای پاستا است.
A fork is for pasta.
