LingoNeko

برف باریدن
verb

snow

A1

آمدنِ دانه‌های یخ از آسمان

snow

barf bâridan

A1Beginner

A1

امروز برف می‌بارد و زمین سفید است.

Today it is snowing and the ground is white.

A1

باران زیاد است و خیابان خیس است.

There is a lot of rain, and the street is wet.

A1

امروز باران می‌بارد.

Today it is raining.

A1

باران می‌بارد؛ به بیرون از خانه نرو.

It's raining; don't go outside.

A1

چتر را برای باران برمی‌دارم.

I take an umbrella for the rain.

A2

احتمالا فردا باران می‌بارد.

It will probably rain tomorrow.

A2

اگر باران بیاید، نمی‌رویم.

If it rains, we will not go.

A2

ما امشب به یک بار می‌رویم.

Tonight we are going to a bar.

A2

چون باران می‌بارد، بیرون نمی‌روم.

Because it’s raining, I’m not going out.

A2

چند ماه است که باران نباریده و خاک مزرعه کاملاً خشک است.

It hasn't rained for several months and the farm soil is completely dry.