LingoNeko

تحلیل کردن
verb

analyze

B2

بررسی کردن و نتیجه گرفتن از داده‌ها یا اطلاعات

analyze

tahlil kardan

B2Upper-Intermediate

B2

کارشناسان اقتصادی باید داده‌های مالی فعلی را برای پیش‌بینی نوسانات آینده تحلیل کنند.

Economic experts must analyze current financial data to predict future fluctuations.

A1

من در یک آپارتمان کوچک زندگی می‌کنم.

I live in a small apartment.

A1

برای گرم شدن، آتش روشن می‌کنیم.

To get warm, we light a fire.

A1

آدم حرف می‌زند، اما سگ فقط پارس می‌کند.

A person talks, but a dog only barks.

A1

آرد را با آب قاطی می‌کنم تا خمیر شود.

I mix flour with water so it becomes dough.

A1

من در اسلو زندگی می‌کنم.

I live in Oslo.

A1

انگشت من درد می‌کند چون در را بستم.

My finger hurts because I closed the door.

A1

من انگلیسی می‌خوانم تا کار پیدا کنم.

I study English so I can find a job.

A1

بابا در آشپزخانه چای درست می‌کند.

Dad is making tea in the kitchen.

A1

بازوی من بعد از ورزش درد می‌کند.

My arm hurts after exercising.