دریافت کردن
verb
receive
گرفتنِ هدیه، نامه یا پیامی که برای ما آمده است
receive
daryâft kardan
B1Intermediate
من هنوز ایمیل تاییدیه شما را دریافت نکردهام؛ لطفاً دوباره آن را به آدرس من بفرستید.
I still haven't received your confirmation email; please send it to my address again.
من در یک آپارتمان کوچک زندگی میکنم.
I live in a small apartment.
برای گرم شدن، آتش روشن میکنیم.
To get warm, we light a fire.
آدم حرف میزند، اما سگ فقط پارس میکند.
A person talks, but a dog only barks.
آرد را با آب قاطی میکنم تا خمیر شود.
I mix flour with water so it becomes dough.
من در اسلو زندگی میکنم.
I live in Oslo.
انگشت من درد میکند چون در را بستم.
My finger hurts because I closed the door.
من انگلیسی میخوانم تا کار پیدا کنم.
I study English so I can find a job.
بابا در آشپزخانه چای درست میکند.
Dad is making tea in the kitchen.
بازوی من بعد از ورزش درد میکند.
My arm hurts after exercising.
