LingoNeko

راهنما
noun

guide

A2

کسی که راه را نشان می‌دهد

guide

râhnamâ

A2Elementary

A2

این راهنما به من کمک کرد راه را پیدا کنم.

This guide helped me find the way.

A2

چراغ راهنمایی قرمز شد.

The traffic light turned red.

B1

طبق قانون جدید راهنمایی و رانندگی، بستن کمربند ایمنی برای تمام سرنشینان خودرو اجباری است.

According to the new traffic law, wearing a seatbelt is mandatory for all car passengers.