زندگی
noun
life
چیزهایی که بین تولد و مرگ میگذرد
life
zendegi
A1Beginner
زندگی در اسلو آرام است.
Life in Oslo is calm.
من در اسلو زندگی میکنم.
I live in Oslo.
عمهام در تهران زندگی میکند.
My aunt lives in Tehran.
برادر من در اسلو زندگی میکند.
My brother lives in Oslo.
بیشترِ مردم اینجا زندگی میکنند.
Most people live here.
من در یک آپارتمان کوچک زندگی میکنم.
I live in a small apartment.
من در این خانهی بزرگ تنها زندگی میکنم.
I live alone in this big house.
شاه در قصر زندگی میکرد.
The king lived in the palace.
من در شمال کشور زندگی میکنم.
I live in the north of the country.
من در جنوب ایران زندگی میکنم.
I live in the south of Iran.
