LingoNeko

سیب‌زمینی
noun

potato

A1

خوراکی که از خاک بیرون می‌آید و در سوپ هم می‌ریزند

potato

sib-zamini

A1Beginner

A1

سیب‌زمینی را در سوپ می‌ریزم.

I put potatoes into the soup.

B1

من قصد دارم برای ناهار مقداری سیب‌زمینی و ماهی سرخ کنم.

I am going to fry some potatoes and fish for lunch.