LingoNeko

مالیات
noun

tax

B2

سهمِ دولت از درآمدِ افراد

tax

mâliyât

B2Upper-Intermediate

B2

فرار از پرداخت مالیات یک جرم مالیاتی سنگین محسوب می‌شود که جریمه‌های زیادی دارد.

Tax evasion is a serious tax offense that carries heavy fines.

B1

پادشاه قول داد مالیات را کم کند، ولی بعد نظرش عوض شد.

The king promised to lower taxes, but then he changed his mind.

B1

هر شهروند وظیفه دارد به قوانین کشور احترام بگذارد و مالیات بپردازد.

Every citizen has a duty to respect the laws of the country and pay taxes.

B1

شرکت ما به یک حسابدار باسابقه نیاز دارد تا تمام درآمدهای ماهانه و مالیات‌های پیچیده را مدیریت کند.

Our company needs an experienced accountant to manage all monthly incomes and complex taxes.