مخالف بودن
verb
disagree
موافق نبودن با یک نظر یا کار
disagree
moxâlef budan
B1Intermediate
من با این تصمیم مخالف هستم.
I disagree with this decision.
در این اتاق یک چراغ هست.
There is a lamp in this room.
در اتاق نشیمن یک مبل هست.
There is a sofa in the living room.
اینها کتابهای جدید من روی میز هستند.
These are my new books on the table.
دست و پا بخشهایی از بدن هستند.
Hands and feet are parts of the body.
بودن در خانه برای من خوب است.
Being at home is good for me.
چرا ناراحت هستی؟
Why are you upset?
من علی هستم و از دیدن شما بسیار خوشبختم.
I am Ali and I am very nice to meet you.
من امروز خوشحال هستم.
I am happy today.
من دانِشجو هستم.
I am a student.
