نیاز
noun
need
چیزی که لازم است و بدونِ آن مشکل پیش میآید
need
niyâz
A2Elementary
من به کمی استراحت نیاز دارم.
I need some rest.
من برای مطالعه کتاب به عینک نیاز دارم.
I need glasses to read a book.
من برای دیدن این سایت به اینترنت نیاز دارم.
I need the internet to visit this site.
من به پول زیاد نیاز ندارم.
I do not need much money.
من به اطلاعات بیشتر نیاز دارم.
I need more information.
بعد از کار به استراحت نیاز دارم.
After work, I need to rest.
من برای سفر به خارج از کشور به پاسپورت نیاز دارم.
I need a passport to travel abroad.
من برای نصب کردن تابلو روی دیوار به یک میخ نیاز دارم.
I need a nail to hang a picture on the wall.
ماشین من در اتوبان خاموش شد و حالا به تعمیر نیاز دارد.
My car turned off on the highway and now needs repair.
برای رسیدن به موفقیت، شما نیاز به تلاش مداوم، صبر و برنامهریزی دقیق دارید.
To achieve success, you need constant effort, patience, and precise planning.
