هم زدن
verb
stir
مخلوط کردن با حرکت دورانی
stir
ham zadan
B1Intermediate
برای اینکه شکر کاملا حل شود، باید چای را با قاشق هم بزنید.
You have to stir the tea with a spoon to dissolve the sugar completely.
آدم حرف میزند، اما سگ فقط پارس میکند.
A person talks, but a dog only barks.
این اسباب بازی وقتی دکمهاش را میزنم صدا میدهد.
This toy makes a sound when I press its button.
او اسپانیایی است و اسپانیایی حرف میزند.
He is Spanish and speaks Spanish.
ما با هم چای میخوریم و حرف میزنیم.
We drink tea together and talk.
تلفن زنگ زد.
The phone rang.
تلفن همراه من زنگ میزند.
My cell phone is ringing.
او به در زد.
He knocked on the door.
آن زن مادر است.
That woman is a mother.
او ژاپنی است و ژاپنی حرف میزند.
He is Japanese and speaks Japanese.
