پارک
noun
park
A1
جایی سبز برای تفریح و بازیِ بچهها
park
pârk
A1Beginner
A1
من هر روز در پارک پیادهروی میکنم.
I walk in the park every day.
A1
من هوای آفتابی را برای پیادهروی در پارک دوست دارم.
I like the sunny weather for walking in the park.
A2
در پارک یک اردک دیدم.
I saw a duck in the park.
B1
شهردار جدید قول داده است که تمام پارکهای شهر را بازسازی کند و سیستم حملونقل را بهبود ببخشد.
The new mayor has promised to renovate all city parks and improve the transportation system.
