پول
noun
money
اسکناس یا فلزی که برای خریدِ کالا به کار میرود
money
pul
A1Beginner
من پول دارم.
I have money.
کارتِ بانکیِ من در کیف پول است.
My bank card is in my wallet.
من به بانک میروم تا کمی پول بگیرم.
I am going to the bank to get some money.
پول را در صندوق گذاشتم.
I put the money in the box.
من به پول زیاد نیاز ندارم.
I do not need much money.
من بدونِ پول بیرون نمیروم.
I don’t go out without money.
برای این کار پول لازم است.
This requires money.
او فقیر است و پول زیادی ندارد.
He is poor and doesn’t have much money.
او پولش را برای لباس خرج کرد.
She spent her money on clothes.
پول را بین سه نفر تقسیم کردیم تا هیچکس ناراضی نباشد.
We divided the money among three people so that no one would be unhappy.
