LingoNeko

پیاز
noun

onion

A2

سبزیِ سفید یا زرد که برای غذا استفاده می‌شود

onion

piyâz

A2Elementary

A2

من موقعِ خُرد کردنِ پیاز گریه می‌کنم.

I cry while chopping onions.

B1

کمی روغن در ماهی‌تابه بریز تا داغ شود و بعد پیازها را سرخ کن.

Pour some oil into the frying pan until it gets hot, and then fry the onions.