پیراهن
noun
shirt
A1
لباس برای بالاتنه
shirt
pirâhan
A1Beginner
A1
پیراهن من تمیز است چون آن را شستم.
My shirt is clean because I washed it.
A2
من پیراهن آبی را برای مهمانی انتخاب کردم.
I chose the blue shirt for the party.
B1
پیراهنهای تولید شده از پنبه برای فصل تابستان بسیار خنک هستند.
Shirts made of cotton are very cool for the summer.
B1
دکمه پیراهنم افتاده است و باید آن را دوباره با نخ و سوزن بدوزم.
A button on my shirt fell off and I have to sew it back on with a needle and thread.
