LingoNeko

آتش
noun

fire

A1

شعله و گرمایی که می‌سوزاند

fire

âtaš

A1Beginner

A1

برای گرم شدن، آتش روشن می‌کنیم.

To get warm, we light a fire.

A2

بازی کردن با آتش برای بچه‌ها بسیار خطرناک است.

It is very dangerous for children to play with fire.

B1

برای روشن کردن آتش، کمی هیزم کنار شومینه گذاشتیم.

To light the fire, we put some firewood next to the fireplace.

B1

او برای نجات دادن آن کودک از داخل آتش شجاعت زیادی نشان داد.

He showed great bravery in saving that child from inside the fire.

B2

آتش سنگین توپخانه می‌تواند دیوارهای مستحکم شهر را در زمان بسیار کوتاهی تخریب کند.

Heavy artillery fire can destroy the fortified walls of the city in a very short time.