LingoNeko

استراحت
noun

relaxation

A2

زمان برای آرام شدن و خوابیدن

relaxation

esterâhat

A2Elementary

A2

بعد از کار به استراحت نیاز دارم.

After work, I need to rest.

A2

امروز کمی استراحت می‌کنم.

Today I rest a little.

A2

من به کمی استراحت نیاز دارم.

I need some rest.

A2

روی این مبل نرم بنشین و استراحت کن.

Sit on this soft sofa and rest.

A2

او یک بیماری دارد و باید استراحت کند.

He has an illness and needs to rest.

B1

مغز باید استراحت کند تا بهتر کار کند.

The brain needs to rest so it can work better.

B1

برای سلامتی باید بین کار و استراحت تعادل داشته باشیم.

For our health, we should keep a balance between work and rest.

B1

من به دلیل یک بیماری ویروسی مجبور شدم چند روز در خانه استراحت کنم.

I had to rest at home for a few days due to a viral illness.