LingoNeko

اشاره کردن
verb

point

B1

با دست یا نگاه جهت را نشان دادن

point

ešâre kardan

B1Intermediate

B1

او به نقشه اشاره کرد تا مسیر را نشان بدهد.

He pointed at the map to show the route.

A1

من در یک آپارتمان کوچک زندگی می‌کنم.

I live in a small apartment.

A1

برای گرم شدن، آتش روشن می‌کنیم.

To get warm, we light a fire.

A1

آدم حرف می‌زند، اما سگ فقط پارس می‌کند.

A person talks, but a dog only barks.

A1

آرد را با آب قاطی می‌کنم تا خمیر شود.

I mix flour with water so it becomes dough.

A1

من در اسلو زندگی می‌کنم.

I live in Oslo.

A1

انگشت من درد می‌کند چون در را بستم.

My finger hurts because I closed the door.

A1

من انگلیسی می‌خوانم تا کار پیدا کنم.

I study English so I can find a job.

A1

بابا در آشپزخانه چای درست می‌کند.

Dad is making tea in the kitchen.

A1

بازوی من بعد از ورزش درد می‌کند.

My arm hurts after exercising.