LingoNeko

اما
conjunction

but

A1

کلمه‌ای برای نشان دادنِ مخالفت یا تضاد

but

ammâ

A1Beginner

A1

من می‌خواهم بروم، اما وقت ندارم.

I want to go, but I don’t have time.

A1

آدم حرف می‌زند، اما سگ فقط پارس می‌کند.

A person talks, but a dog only barks.

A2

رادیو روشن است، اما من نمی‌توانم هیچ صدایی بشنوم.

The radio is on, but I cannot hear any sound.

B1

تصادف شدیدی بود اما خوشبختانه کسی آسیب ندید.

It was a serious accident, but fortunately no one was hurt.

B1

او بی‌گُناه بود، اما کسی حرفش را باور نکرد.

He was innocent, but nobody believed what he said.

B1

اگرچه این موبایل گران است، اما کیفیت دوربین آن فوق‌العاده است.

Although this phone is expensive, its camera quality is excellent.

B1

او یک خانوادهٔ یهودی دارد، اما دربارهٔ دین زیاد حرف نمی‌زند.

He has a Jewish family, but he doesn’t talk much about religion.

B1

این صندلی پلاستیکی سبک است، اما زود می‌شکند.

This plastic chair is light, but it breaks easily.

B1

احترام گذاشتن به دیگران کار سختی نیست، اما خیلی‌ها یادشان می‌رود.

Respecting others isn’t hard, but many people forget.

B1

من تمام کشوهای میز را برای پیدا کردن پاسپورتم جستجو کردم، اما هیچ اثری از آن نبود.

I searched all the desk drawers to find my passport, but there was no sign of it.