برنج
noun
rice
A1
دانهٔ سفید برای غذا
rice
berenj
A1Beginner
A1
برنج را در قابلمه میپزم.
I cook rice in a pot.
A1
یک کیلوگرم برنج میخرم.
I buy one kilogram of rice.
B1
آشپز برای دادن رنگ طلایی و عطر عالی به برنج از زعفران استفاده کرد.
The cook used saffron to give the rice a golden color and a great aroma.
