بزرگ
adjective
big, large, great
دارای اندازهٔ زیاد
big, large, great
bozorg
A1Beginner
این اتاق برای مهمان بزرگ است.
This room is big for guests.
دریا بزرگ است.
The sea is big.
این هتل بزرگ است.
This hotel is big.
چین یک کشور بزرگ است.
China is a big country.
این کتاب خیلی بزرگ است.
This book is very big.
آمریکا یک کشور بزرگ است.
America is a big country.
آفریقا یک قارهٔ بزرگ است.
Africa is a big continent.
من در این خانهی بزرگ تنها زندگی میکنم.
I live alone in this big house.
پدر بزرگ من دیگر کار نمیکند؛ او بازنشسته است.
My grandfather is no longer working, he is retired.
جهان بزرگ و زیباست.
The world is big and beautiful.
