بنبست
noun
dead end
B1
جایی که راه ادامه ندارد و بسته است
dead end
bon-bast
B1Intermediate
B1
ما به اشتباه وارد یک کوچه بنبست شدیم.
We entered a dead end alley by mistake.
A2
خانهی ما در یک کوچهی بنبست قرار دارد.
Our house is in a dead end alley.
