به سرعت
adverb
quickly
A2
با شتابِ زیاد و در زمانِ بسیار کوتاه
quickly
be sor'at
A2Elementary
A2
او به سرعت از اتاق بیرون رفت.
He quickly left the room.
B1
این ویروس خطرناک به سرعت از طریق هوا بین مردم پخش میشود.
This dangerous virus spreads quickly among people through the air.
B1
ناگهان سگی وارد خیابان شد و راننده به سرعت روی ترمز کوبید.
Suddenly, a dog entered the street and the driver slammed on the brakes.
