تخم مرغ
noun
egg
A1
غذایی که از مرغ به دست میآید و برای صبحانه هم خورده میشود
egg
toxm-e morġ
A1Beginner
A1
تخم مرغ را برای صبحانه میپزم.
I cook eggs for breakfast.
A2
سه دانه تخممرغ میخواهم.
I want three eggs.
