تنبل
adjective
lazy
A2
کسی که کار نمیکند
lazy
tanbal
A2Elementary
A2
او خیلی تنبل است و تمام روز فقط روی مبل میخوابد.
He is very lazy and just sleeps on the sofa all day.
A2
گربهی من خیلی چاق و تنبل است.
My cat is very fat and lazy.
