تو
pronoun
you (informal)
ضمیر برای خطاب به یک نفر در گفتوگوی خودمانی
you (informal)
to
A1Beginner
تو امروز دیر آمدی.
You came late today.
تو برای سلامتی باید هر روز آب بنوشی.
You must drink water every day for your health.
تو بین من و بابا نشستهای.
You are sitting between me and Dad.
من به تو نگاه میکنم.
I am looking at you.
این هدیه برای تو است.
This gift is for you.
بدون آدرس، بسته به دست تو نمیرسد.
Without an address, the package won’t reach you.
برای کار یک ایمیل برای تو میفرستم.
I’ll send you an email for work.
من امروز وقت ندارم که با تو بازی کنم.
I don't have time to play with you today.
تو باید از این کرم برای پوست خشک استفاده کنی.
You must use this cream for your dry skin.
تو چی میخواهی؟
What do you want?
