خاطره
noun
memory
B1
تصویری از اتفاقاتِ گذشته که در ذهن میماند
memory
xâtere
B1Intermediate
B1
بوی این گل مرا به یاد یک خاطره قدیمی از دوران کودکیام در خانه پدربزرگ میاندازد.
The smell of this flower reminds me of an old memory from my childhood in my grandfather's house.
