خواستن
verb
want, will, be going to
میل داشتن برای انجام دادنِ کاری
want, will, be going to
xâstan
A1Beginner
من آب میخواهم.
I want water.
وقتی تشنهام، یک لیوان آب میخواهم.
When I’m thirsty, I want a glass of water.
من میخواهم بروم، اما وقت ندارم.
I want to go, but I don’t have time.
دو تا سیب میخواهم.
I want two apples.
من میخواهم این عکس زیبا را چاپ کنم.
I want to print this beautiful photo.
چه میخواهی، چای یا آب؟
What do you want, tea or water?
خواهش میکنم، بفرمایید.
You’re welcome, go ahead.
دلم میخواهد امروز بستنی بخورم.
I want to eat ice cream today.
یک فنجان چای میخواهم.
I want a cup of tea.
من گرسنهام و نان میخواهم.
I’m hungry and I want bread.
