دارا بودن
verb
possess, have
چیزی را مالک بودن
possess, have
dârâ budan
B1Intermediate
این شهر جمعیتِ زیادی دارد.
This city has a large population.
در این اتاق یک چراغ هست.
There is a lamp in this room.
در اتاق نشیمن یک مبل هست.
There is a sofa in the living room.
اینها کتابهای جدید من روی میز هستند.
These are my new books on the table.
دست و پا بخشهایی از بدن هستند.
Hands and feet are parts of the body.
بودن در خانه برای من خوب است.
Being at home is good for me.
چرا ناراحت هستی؟
Why are you upset?
من علی هستم و از دیدن شما بسیار خوشبختم.
I am Ali and I am very nice to meet you.
من امروز خوشحال هستم.
I am happy today.
من دانِشجو هستم.
I am a student.
