LingoNeko

سفت
adjective

hard, firm

B1

چیزی که محکم است و به راحتی تغییر شکل نمی‌دهد

hard, firm

seft

B1Intermediate

B1

تشک تخت خواب من خیلی سفت است و باعث می‌شود صبح‌ها با کمردرد از خواب بیدار شوم.

My bed mattress is very hard/firm and causes me to wake up in the morning with back pain.

B1

سیم خیلی سفت است؛ از انبردست برای بریدن و خم کردن آن استفاده کن.

The wire is very stiff; use pliers to cut and bend it.

B1

لوله آب شل شده است و من باید با آچار آن را سفت کنم.

The water pipe is loose and I need to tighten it with a wrench.