شانه
noun
comb
A2
وسیلهای برای مرتب کردنِ مو
comb
šâne
A2Elementary
A2
موهایم را با شانه مرتب میکنم.
I comb my hair.
A2
هر صبح موهایم را شانه میکنم.
Every morning I comb my hair.
C
قبا را روی شانه انداخت و بیصدا از درِ چوبی گذشت.
He threw his cloak over his shoulder and silently passed through the wooden door.
