صندلی
noun
chair
چیزی برای نشستن
chair
sandali
A1Beginner
این صندلی برای کلاس است.
This chair is for the classroom.
آن صندلی برای مهمان است.
That chair is for guests.
این صندلی راحت است.
This chair is comfortable.
برای این صندلی جا نداریم.
We don’t have space for this chair.
این صندلی چوبی است.
This chair is wooden.
تعدادِ صندلیها کم است.
There are few chairs.
این صندلی پلاستیکی سبک است، اما زود میشکند.
This plastic chair is light, but it breaks easily.
این صندلی لرزان است چون یکی از پیچهای آن باز شده است.
This chair is wobbly because one of its screws is loose.
او سعی کرد کیف پولش را زیر صندلی ماشین مخفی کند تا دزدها آن را نبینند.
He tried to hide his wallet under the car seat so the thieves wouldn't see it.
