قاشق
noun
spoon
A1
ابزار برای خوردن غذا که کاسهٔ کوچک دارد
spoon
qašıq
A1Beginner
A1
قاشق را در سوپ میگذارم.
I put the spoon in the soup.
A2
این قاشقهای قدیمی از جنس نقره هستند و کدر شدهاند.
These old spoons are made of silver and have become tarnished.
B1
برای اینکه شکر کاملا حل شود، باید چای را با قاشق هم بزنید.
You have to stir the tea with a spoon to dissolve the sugar completely.
