قرض
noun
loan, debt
B1
پولِ امانتی که باید پس داد
loan, debt
ġarz
B1Intermediate
B1
او از دوستش مقداری پول به عنوان قرض گرفت تا بدهیاش را بدهد.
He borrowed some money from his friend to pay off his debt.
B1
آیا میتوانید این کتاب را برای یک هفته به من قرض بدهید؟
Can you lend me this book for a week?
B1
من مجبور شدم برای شهریه دانشگاه، از برادرم پول قرض بگیرم.
I had to borrow money from my brother for college tuition.
