لبخند
noun
smile
A2
باز شدنِ لبها به نشانهی شادی و مهربانی
smile
labxand
A2Elementary
A2
وقتی هدیه را باز کرد، لبخند بزرگی روی صورتش نشست.
When he opened the gift, a big smile sat on his face.
A1
او روی لب خود لبخند دارد.
He has a smile on his lips.
A2
پیرمرد لبخند زد.
The elderly man smiled.
