موج
noun
wave
B1
لرزش و بالا آمدنِ آب بر روی سطحِ دریا
wave
mowj
B1Intermediate
B1
موجهای بزرگی که به ساحل برخورد میکردند، تمام قلعههای شنی بچهها را خراب کردند.
The big waves hitting the shore destroyed all the children's sandcastles.
A2
ما روی شنهای ساحل نشستیم و به موجهای دریا نگاه کردیم.
We sat on the beach sands and looked at the sea waves.
