موسیقی
noun
music
A1
صداهایی که میشنوی و دوست داری
music
musiġi
A1Beginner
A1
موسیقی آرام است.
The music is calm.
A1
من موسیقی را دوست دارم.
I like music.
A1
صدای موسیقی را میشنوم.
I hear the sound of music.
A2
من به موسیقی علاقه دارم.
I am interested in music.
B1
نقاشی و موسیقی دو شاخهی مهم از هنر هستند.
Painting and music are two important branches of art.
B1
او عضو گروه موسیقی دانشگاه است.
He is a member of the university music group.
