همیشه
adverb
always
در همهٔ وقتها
always
hamiše
A1Beginner
من همیشه زود میخوابم.
I always go to sleep early.
او همیشه شوخی میکند.
He always jokes.
من همیشه نامها را فراموش میکنم.
I always forget names.
انسان همیشه اشتباه میکند.
Human beings always make mistakes.
این مغازه همیشه شلوغ است و مشتریهای زیادی دارد.
This store is always busy and has many customers.
پدرم در ماشین همیشه به رادیو گوش میدهد.
My father always listens to the radio in the car.
او همیشه از بهشت حرف میزند و امید دارد.
He always talks about heaven and has hope.
او همیشه مرتب لباس میپوشد و خیلی خوشتیپ به نظر میرسد.
He always dresses neatly and looks very well-dressed.
او همیشه با دوستانش صادق است و راست میگوید.
He is always honest with his friends and tells the truth.
تیپِ او همیشه مرتب و ساده است.
His uniform is always neat and simple.
