LingoNeko

ویروس
noun

virus

B1

چیزی خیلی کوچک که بیماری می‌آورد

virus

virus

B1Intermediate

B1

این ویروس خطرناک به سرعت از طریق هوا بین مردم پخش می‌شود.

This dangerous virus spreads quickly among people through the air.

B1

دانشمندان در تلاشند تا یک واکسن جدید برای مقابله با ویروس بسازند.

Scientists are working to develop a new vaccine to combat the virus.

B1

من به دلیل یک بیماری ویروسی مجبور شدم چند روز در خانه استراحت کنم.

I had to rest at home for a few days due to a viral illness.