کلاه
noun
hat
A1
چیزی برای گذاشتن روی سر
hat
kolâh
A1Beginner
A1
این کلاه برای زمستان است.
This hat is for winter.
A1
من کلاه میپوشم.
I wear a hat.
A1
آن مرد کلاه دارد.
That man has a hat.
B2
کلاه ایمنی برای محافظت از استخوان جمجمه در برابر ضربات شدید طراحی شده است.
The helmet is designed to protect the skull from severe blows.
