کیف
noun
bag
چیزی برای گذاشتن وسایل شخصی
bag
kif
A1Beginner
کیفِ مدرسه روی میز است.
The school bag is on the table.
چیزی در کیف من است.
There is something in my bag.
سیدی در کیف من است.
The CD is in my bag.
کارتِ بانکیِ من در کیف پول است.
My bank card is in my wallet.
من هر روز کیفم را به مدرسه میبرم.
I take my bag to school every day.
این کیف زنانه است.
This is a woman's bag.
این کیف خیلی سبک است.
This bag is very light.
این کیف خیلی سنگین است.
This bag is very heavy.
کارت من در کیف است.
My card is in my wallet.
کلیدم را در کیفم پیدا کردم.
I found my key in my bag.
